رباعی شمارهٔ 141
Toggle stanza 1رندی دیدم نشسته بر خنگ زمین
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
آمد سحری به خوابم آن قره عین
تابان ز دو زلف او دو رخ کالقمرین
جامیدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 103
هر فصل گلی کز اثر چرخ برین
آید ز زمین گلی برون پرده نشین
جامیدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 108
از زیب خطت عذار نایافته زین
نبود ز تو تا مه سر مویی مابین
جامیدیوان اشعاررباعیاتشمارهٔ 46
ای آن که نهند مهر و ماه از تمکین
بر خاک جناب تو شب و روز جبین
حافظاشعار منتسبشمارهٔ 109 - رباعی
خود حال دلی بود پریشانتر از این
با واقعهٔ بیسر و سامانتر ازین
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1459
در دیدهٔ ما نگر جمال حق بین
کاین عین حقیقت است و انوار یقین
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1465
رفتم به طبیب و گفتم ای زینالدین
این نبض مرا بگیر و قاروره ببین
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1477
رندی دیدم نشسته بر خنگ زمین
نه کفر و نه اسلام و نه دنیا و نه دین
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1479
ما کاهگلان عشق و پهلو به زمین
کرده است زمین را کرمش مرکب و زین
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1506
در جنب گرانی تو ای نوشتکین
حقا که کم از نیست بود وزن زمین
سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 332
گفتگو
قارئین کے تبصرے
اپنی رائے دیں، سوال پوچھیں یا گفتگو کو آگے بڑھائیں۔ تبصروں کا جائزہ لیا جا سکتا ہے۔

