Toggle stanza 1
ای دیده بشنو گفت من نظاره آن رو مکن
1

ای دیده بشنو گفت من نظاره آن رو مکن

من خو به هجران کرده ام دیگر مرا بدخو مکن

2

ای کز پی نظاره ره بر کوی آن مه می کنی

یا ترک دین و دل بگو یا خود گذر زانسو مکن

3

رویش ببین ای باغبان شرمی بدار از روی خود

پیش چنان رو بیش ازین وصف گل خودرو مکن

4

ای بسته دل در نیکوان با طعن دشمن شاد زی

روی نکو می بایدت اندیشه از بدگو مکن

5

هم یاد او می سوزدم هم گفتن غیری ازو

رحمی نما ای همنشین چندین حدیث او مکن

6

ایمن نمی بینم دلی از چشم سحرانگیز تو

چندین فسون دلبری تعلیم آن جادو مکن

7

جامی به جان آمد سگش از ناله و فریاد تو

شبهای تنهایی دگر جا بر سر آن کو مکن

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور