غزل شمارهٔ 196

شاعر: جامی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: یرشکنند

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
شد دلم دیوانه وقت آمد که تدبیرش کنند
1

شد دلم دیوانه وقت آمد که تدبیرش کنند

زان سر زلف مسلسل فکر زنجیرش کنند

2

شاهد خالی ز صورت کی تواند دل ربود

تا نه بر شکل نگاری چون تو تصویرش کنند

3

کی بود روی نهفتن قصه شوق تو را

بس که بررخ مردمان دیده تحریرش کنند

4

آنکه باشد چون تو تیرش رحمتی بر کشتگان

عاشقان کی مرحمت برکشته تیرش کنند

5

جان عاشق از ملامت قوت گیرد باک نیست

گربه جرم عشق گرد شهر تشهیرش کنند

6

صورت عالم بود خوابی پریشان لیک نیست

جز مسلسل زلف تو روزی که تعبیرش کنند

7

چیست پیدا در رخت جامی کند تحقیق آن

گر نه از تقلیدیان ترسد که تکفیرش کنند

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور