غزل شمارهٔ 117
Toggle stanza 1وقت گل شد بزم عشرت بر لب جو خوشتر است
11
وقت گل شد بزم عشرت بر لب جو خوشتر است
جام عیش از دست گلرویان گلبو خوشتر است
22
خوش بود ساقی چو نیکوروی و نیکو خو بود
وربود با این همه خوشخوان وخوشگو خوشتر است
33
پا به صحرا نه که بی خواری ننگ باغبان
سبزه خودرسته و گلهای خودرو خوشتر است
44
حیف باشد سبزه زیر پا سپردن در سماع
بر سر سبزه ز مستان رقص پهلو خوشتر است
55
گو مزن از دور زانو خوبرو چون می دهد
کز بتان ساقیگری زانو به زانو خوشتر است
66
خوش بود طوق زر اما گردن عشاق را
طوق سیم از ساعد جانان و بازو خوشتر است
77
روی در میخانه نه جامی به می کن خرقه رنگ
مرد در هر شیوه ای یکرنگ و یکرو خوشتر است
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

