غزل شمارهٔ 116
Toggle stanza 1سرو گل اندام من طرف کله برشکست
11
سرو گل اندام من طرف کله برشکست
کاکل او بر سمن غالیه تر شکست
22
نافه گشا شد نسیم از گره زلف او
رونق سنبل ببرد قیمت عنبر شکست
33
بررخ پر گردم اشک از دل آزرده رفت
باده گلگون به خاک ریخت چو ساغر شکست
44
رشته جان ز استخوان سبحه پر مهره گشت
بس که ز سنگ جفاش این تن لاغر شکست
55
بست به روی بتان شیخ در صومعه
سنگدل من رسید صومعه را در شکست
66
بس که ز سرو قدش بار به دلها رسید
در چمن از بار دل پشت صنوبر شکست
77
شرح غمش می نوشت جامی بیدل فتاد
در دل خامه شکاف در رخ دفتر شکست
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

