Toggle stanza 1
ابروی تو هرکه دید ای ماه
1

ابروی تو هرکه دید ای ماه

زد نعره که الهلال والله

2

از عرش گذشت دست همت

وز فرش حریم توست کوتاه

3

خواهم به هوای تو بتان را

کس نیست تورا چو من هواخواه

4

هیچ است دهانت لیکن از وی

افتاده بسی سخن در افواه

5

باما چه رود گهی که آیی

زآینده کسی نباشد آگاه

6

هرکس که نهاد در رهت روی

کی پشت نهد به مسند جاه

7

جامی که عزیزی جهان یافت

قد عز بذله لمولاء

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور