غزل شمارهٔ 419
Toggle stanza 1ابروی تو هرکه دید ای ماه
11
ابروی تو هرکه دید ای ماه
زد نعره که الهلال والله
22
از عرش گذشت دست همت
وز فرش حریم توست کوتاه
33
خواهم به هوای تو بتان را
کس نیست تورا چو من هواخواه
44
هیچ است دهانت لیکن از وی
افتاده بسی سخن در افواه
55
باما چه رود گهی که آیی
زآینده کسی نباشد آگاه
66
هرکس که نهاد در رهت روی
کی پشت نهد به مسند جاه
77
جامی که عزیزی جهان یافت
قد عز بذله لمولاء
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

