غزل شمارهٔ 200
شاعر: جامی
Toggle stanza 1به خوبی خم ابروی تو مه نو نیست
11
به خوبی خم ابروی تو مه نو نیست
چو شمع روی تو ماه آفتاب پرتو نیست
22
هزار زخم کهن بر دلم ز تیغ تو هست
بیا که مرهم آن جز جراحت نو نیست
33
قلم به نسخ خط مهوشان بکش کامروز
به حسن خط تو ماهی درین قلمرو نیست
44
دوم به راه غمت کز غبار غیر تهی ست
به جست و جوی تو چون من کسی تهیدو نیست
55
چه شد که مه زده خرمن تو روی گندمگون
نما که خرمن او در حساب یک جو نیست
66
چو روی او نتوان با حجاب هستی دید
دلا ببین دهنش وز وجود خود شو نیست
77
به نکته های حسن جامی این کمالت بس
که ساز نظم تو را جز نوای خسرو نیست
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

