غزل شمارهٔ 199
Toggle stanza 1غزالی چون تو در صحرای چین نیست
11
غزالی چون تو در صحرای چین نیست
چه جای چین که در روی زمین نیست
22
نبینم لاله رخساری درین باغ
که داغ عشقت او را بر جبین نیست
33
دهانت را وجود خرده بینان
تصور کرده اند اما یقین نیست
44
بنفشه راست چون زلف کج توست
همین رسته ز طرف یاسمین نیست
55
نرفت از جان تمنای لب تو
مگس بی آرزوی انگبین نیست
66
چه سود ای زاهد از دلق ملمع
چو از عشقش علم بر آستین نیست
77
شدی بر رغم جامی یار اغیار
مکن جانا که شرط یاری این نیست
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

