Toggle stanza 1
غزالی چون تو در صحرای چین نیست
1

غزالی چون تو در صحرای چین نیست

چه جای چین که در روی زمین نیست

2

نبینم لاله رخساری درین باغ

که داغ عشقت او را بر جبین نیست

3

دهانت را وجود خرده بینان

تصور کرده اند اما یقین نیست

4

بنفشه راست چون زلف کج توست

همین رسته ز طرف یاسمین نیست

5

نرفت از جان تمنای لب تو

مگس بی آرزوی انگبین نیست

6

چه سود ای زاهد از دلق ملمع

چو از عشقش علم بر آستین نیست

7

شدی بر رغم جامی یار اغیار

مکن جانا که شرط یاری این نیست

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور