غزل شمارهٔ 84

شاعر: جامی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: اب

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 27

صنف: غزل

Toggle stanza 1
آفتاب حسن طالع شد چو افکندی نقاب
1

آفتاب حسن طالع شد چو افکندی نقاب

حسن طالع بین که دیدم آن رخ چون آفتاب

2

در خیال خط مشکین تو با عارض به هم

دمبدم چشم تر ما می زند نقشی بر آب

3

خاک آن در زیر سر شبها غنودن دولتی ست

عمر بگذشت و ندیدم هرگز این دولت به خواب

4

می کند هر دم دل بیهوشم آن لب ها هوس

مست رفت از دست و دارد همچنان ذوق شراب

5

داغ دل را آه های آتشین باشد نشان

دود روزن می دهد آگاهی از سوز کباب

6

من که در میخانه با دردی کشان هم خانه ام

خانه ام خواهد شد آخر در سر می چون حباب

7

گفته جامی نگیرد چون زر خالص رواج

جز به اکسیر قبول طبع شاه کامیاب

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

باز برقع بر رخ چون ماه بربستی نقاب

گوییا در زیر ابری رفت ناگه آفتاب

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 109

ای تمامی خواب من برده ز چشم نیم خواب

وی سراسر تاب من برده ز زلف نیم تاب

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 118

بس‌که دارد برق تیغت درگذشتنها شتاب

رنگ نخجیر تو می‌گردد ز پهلوی‌کباب

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 337

تا از آن پای نگارین بوسه‌ای‌کرد انتخاب

جام در موج شفق زد حلقهٔ چشم رکاب

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 338

تا نمی‌دزدد غبار غفلت هستی خطاب

بایدم از شرم این خاک پریشان‌گشت آب

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 339

می‌دهد دل را نفس آخر به سیل اضطراب

خانهٔ آیینه‌ای داریم و می‌ گردد خراب

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 343

می‌کنم‌گاهی به یاد مستی چشمت شتاب

تا قیامت می‌روم در سایهٔ مژگان به خواب

بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 344

صبح دولت می‌دمد کو جام همچون آفتاب

فرصتی زین به کجا باشد بده جام شراب

حافظاشعار منتسبشمارهٔ 2

آه از این زشتان که مه‌رو می‌نمایند از نقاب

از درون‌سو کاه‌تاب و از برون‌سو ماهتاب

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 298

یا وصال یار باید یا حریفان را شراب

چونک دریا دست ندهد پای نِه در جوی آب

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 299

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور