غزل شمارهٔ 343

Toggle stanza 1
می‌دهد دل را نفس آخر به سیل اضطراب
1

می‌دهد دل را نفس آخر به سیل اضطراب

خانهٔ آیینه‌ای داریم و می‌ گردد خراب

2

در محیط عشق تا سر درگریبان برده‌ایم

نیست چون‌گرداب رزق‌ما به‌غیرازپیچ وتاب

3

کاش با اندیشهٔ هستی نمی‌پرداختیم

خواب دیگر شد غبار بینش از تعبیر خواب

4

یک گره‌وار از تعلق مانع وارستگی‌ست

موج اینجا آبله درپاست از نقش حباب

5

بسمل شوق‌گل‌اندامی‌ست سر تا پای من

می‌توان‌چون‌گل‌گرفت‌از خندهٔ‌زخمم گلاب

6

در محبت چهرهٔ زردی به دست آورده‌ام

زین گلستان کرده‌ام برگ خزانی انتخاب

7

پیش روی اوکه آتش رنگ می‌بازد ز شرم

آینه از ساده‌لوحی می‌زند نقشی بر آب

8

در تماشاگاه بوی‌گل نگه را بار نیست

آب ده چشم هوس ای شبنم از سیر نقاب

9

تا به‌کی بیکار باشد جوهر شمشیر ناز

گرچه می‌دانم نگاهت فتنه است ما مخواب

10

در دبستان تماشای جمالت هر سحر

دارد از خط شعاعی مشق حیرت آفتاب

11

شور حشر انگیخت‌دل از سعی‌خاکستر شدن

سوخت‌چندانی‌که‌سر تا پا نمک شد این‌کباب

12

ناقصان را بیدل آسان نیست تعلیم‌کمال

تا دمد یک دانه چندین آبرو ریزد سحاب

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

باز برقع بر رخ چون ماه بربستی نقاب

گوییا در زیر ابری رفت ناگه آفتاب

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 109

ای تمامی خواب من برده ز چشم نیم خواب

وی سراسر تاب من برده ز زلف نیم تاب

امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 118

جامی ابنای زمان از قول حق صم اند و بکم

نام ایشان نیست عندالله به جز شرالدواب

جامیدیوان اشعارقطعاتشمارهٔ 2

آن یکی خواهد به شهوت زن که تا فرزند او

بعد مرگ از وی بماند در جهان نایب مناب

جامیدیوان اشعارقطعاتشمارهٔ 20

دی به حمام اندرون از فرق آن مه سرتراش

جمع می کرد آنچه می افکند در یک کاسه آب

جامیدیوان اشعارقطعاتشمارهٔ 50

بود پاک از رنگها بی شیشه نور آفتاب

چون به رنگ شیشه ظاهر گشت شد برخود حجاب

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 46

آفتاب حسن طالع شد چو افکندی نقاب

حسن طالع بین که دیدم آن رخ چون آفتاب

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 84

هر کجا زد خیمه چون ماه سپهر آن آفتاب

بیدلان از رشته جان ساختند آن را طناب

جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 85

صبح دولت می‌دمد کو جام همچون آفتاب

فرصتی زین به کجا باشد بده جام شراب

حافظاشعار منتسبشمارهٔ 2

آه از این زشتان که مه‌رو می‌نمایند از نقاب

از درون‌سو کاه‌تاب و از برون‌سو ماهتاب

رومیدیوان شمسغزلیاتغزل شمارهٔ 298

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور