غزل شمارهٔ 688

شاعر: جامی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: اکنم

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
کی بود یارب که رو در یثرب و بطحا کنم
1

کی بود یارب که رو در یثرب و بطحا کنم

گه به مکه منزل و گه در مدینه جا کنم

2

بر کنار زمزم از دل برکشم یک زمزمه

وز دو چشم خون فشان آن چشمه را دریا کنم

3

صد هزاران دی درین سودا مرا امروز گشت

نیست صبرم بعد ازین کامروز را فردا کنم

4

یا رسول الله به سوی خود مرا راهی نمای

تا ز فرق سر قدم سازم ز دیده پا کنم

5

آرزوی «جنة الماوی » برون کردم ز دل

جنتم این بس که بر خاک درت ماوا کنم

6

خواهم از سودای پابوست نهم سر در جهان

یا به پایت سر نهم یا سر درین سودا کنم

7

مردم از شوق تو معذورم اگر هر لحظه‌ای

جامی‌آسا نامه شوق دگر انشا کنم

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور