غزل شمارهٔ 688
Poet: Jami
Toggle stanza 1کی بود یارب که رو در یثرب و بطحا کنم
کی بود یارب که رو در یثرب و بطحا کنم
گه به مکه منزل و گه در مدینه جا کنم
بر کنار زمزم از دل برکشم یک زمزمه
وز دو چشم خون فشان آن چشمه را دریا کنم
صد هزاران دی درین سودا مرا امروز گشت
نیست صبرم بعد ازین کامروز را فردا کنم
یا رسول الله به سوی خود مرا راهی نمای
تا ز فرق سر قدم سازم ز دیده پا کنم
آرزوی «جنة الماوی » برون کردم ز دل
جنتم این بس که بر خاک درت ماوا کنم
خواهم از سودای پابوست نهم سر در جهان
یا به پایت سر نهم یا سر درین سودا کنم
مردم از شوق تو معذورم اگر هر لحظهای
جامیآسا نامه شوق دگر انشا کنم
Zameen
Poems with the Same Metre and Rhyme
آمدم طرح بهار تازهای انشا کنم
یک دوگلشن بشکفم چشمی به رویت واکنم
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2271
وحشتی کو تا وداع اینهمه غوغا کنم
نغمهٔ ساز دو عالم را صدای پا کنم
Bedil DehlaviGhazaliyatغزل شمارهٔ 2272
رشته امید را تا چند پیوندم به خلق
تا به کی شیرازه بال و پر عنقا کنم
SaibDivan-e AshʿarGhazaliyatغزل شمارهٔ 5400
Sources
Persian text source: Ganjoor

