Toggle stanza 1
پیر شدیم و به دل داغ جوانان هنوز
1

پیر شدیم و به دل داغ جوانان هنوز

ماند تن از کار و جان طالب جانان هنوز

2

رسته دندان گشاد رخنه حرمان و من

کام طلب از لب تنگ دهانان هنوز

3

تن شده مویی و مو گشته سفید و دلم

مویه کنان از غم موی میانان هنوز

4

مرده صدساله را مژده تو جان دهد

لب نگشاده به آن مژده رسانان هنوز

5

خاک توام دست من کی به رکابت رسد

گرد تو نایافته بادعنانان هنوز

6

لب ز سخن بسته ام غنچه وش اما چو خار

نشتر ریش منند تیززبانان هنوز

7

جامی اگر چه نماند نظم تو را رونقی

سخره طبع تواند سحربیانان هنوز

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور