Toggle stanza 1
رفتی و من ملازم این منزلم هنوز
1

رفتی و من ملازم این منزلم هنوز

ز آب مژه به کوی تو پا در گلم هنوز

2

راندی چو برق محمل خود گرم و من چو ابر

در گریه و فغان ز پی محملم هنوز

3

بگسست چون زمام شتر رشته حیات

دست از دوال محمل تو نگسلم هنوز

4

ای گشته دل ز تیغ جفای توام دو نیم

با من دو دل مباش که من یک دلم هنوز

5

من مرغ نیم بسملم از شوق تیغ تو

تو تیغ ناکشیده پی بسملم هنوز

6

فرسود چشم غرقه به خون زیر خاک و من

مستغرق مشاهه قاتلم هنوز

7

جامی نهاده چشم به طاق مزار خویش

یعنی به شکل ابروی تو مایلم هنوز

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور