Toggle stanza 1
آن سهی‌سرو چو گلگشت‌ِ لب ‌ِجو می‌کرد
1

آن سهی‌سرو چو گلگشت‌ِ لب ‌ِجو می‌کرد

بلبل از شاخ سمن وصف رخ او می‌کرد

2

صبحدم باد دم از حلقه زلفش می‌زد

باغ را ناف پر از نافه آهو می‌کرد

3

از بِه آن روز بچربید ترنج ذقنش

که به بازیچه ز نارنج ترازو می‌کرد

4

آدم آن روز که مسجود ملائک شده بود

با خود اندیشه آن گوشه ابرو می‌کرد

5

ای خوش آن شب که منش دست کمر می‌کردم

طوق اقبال من او از خم بازو می‌کرد

6

نقش هر آرزو از لوح ضمیرم می‌شست

در تمنای خودم یکدل و یک‌رو می‌کرد

7

گرچه جامی سخن از روح قدس تلقین داشت

دوش دریوزه از‌ آن لعل سخنگو می‌کرد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور