Toggle stanza 1
گشاد گنج جواهر به بوستان ژاله
1

گشاد گنج جواهر به بوستان ژاله

به فرش سرو و سمن شد گهرفشان ژاله

2

گسست سبحه روحانیان که سوی زمین

فتد چو مهره تسبیح از آسمان ژاله

3

میان شاخ و شکوفه خوش اجتماعی بود

که سنگ تفرقه انداخت در میان ژاله

4

گرفت بچه طوطی همه بساط چمن

چو طوطی فلک انداخت بیضه سان ژاله

5

دراز کرد در اوصاف گل زبان سوسن

ز غیرتش گره افکند بر زبان ژاله

6

گهر ز بحر شود زاده عکس آن بنگر

چو سیلها کند از هر طرف روان ژاله

7

چو عاشقی که زند سنگریزه بر معشوق

به باغ شاهد گل را کند نشان ژاله

8

دکان شیشه گر است از حباب آب شمر

که سنگ می فکند سوی آن دکان ژاله

9

چو بوته ایست سرخ لاله کش هر دم

پی گداز نهد سیم در دهان ژاله

10

کلام مدعی و جامی آن زمان که شود

در امتحان گهر رشته بیان ژاله

11

بود دو قطره نازل شده ز فیض سحاب

که گردد این به مثل در ناب و آن ژاله

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور