شمارهٔ 9
شاعر: جامی
Toggle stanza 1به بوستان سخن مرغ طبع من اکثر
به بوستان سخن مرغ طبع من اکثر
به هفت بیت شود نغمه ساز و قافیه سنج
ز هفت پیکر گنجور گنجه هر غزلی
نمونه ای ست ز معنی نهان در او صد گنج
چو بیت بیت ز هر هفت ازان دو مصراع است
گرش به سبع مثانی لقب نهند مرنج
ز هفت عضو یکی یا دو باد کم او را
که هفت بیت مرا شش رقم زند یا پنج
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
توانگری به دل است، ای گدای با صد گنج
چو راحتی نرسانی، مشو عذاب النج
امیرخسرو دهلویدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 407
مردی به شخصی رسید و آغاز گله کرد که روا باشد که مرا نمی شناسی و رعایت حق من نمی کنی؟ آن شخص حیران ماند و گفت: از اینها که تو می گویی من خبری ندارم!
گفت: پدرم مادر تو را خواستگار کرده بوده است اگر وی را می خواست من برادر تو می بودم. آن شخص گفت: والله این خویشی است که سبب آن می شود که من از تو میراث برم و تو از من میراث بری.
جامیبهارستانروضهٔ ششم (در مطایبه)بخش 32
به مهر و ماه فلک کودکیست بازی سنج
که کرده است به بازی ترازو از نارنج
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 137
درین خرابه مکش بهر گنج غصه و رنج
چو نقد وقت تو شد فقر خاک بر سر گنج
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 252
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

