غزل شمارهٔ 252

شاعر: جامی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: نج

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 4

صنف: غزل

Toggle stanza 1
درین خرابه مکش بهر گنج غصه و رنج
1

درین خرابه مکش بهر گنج غصه و رنج

چو نقد وقت تو شد فقر خاک بر سر گنج

2

به کشت و کار جهان رخ میار کآخر داو

ز کشت مات شود شاه عرصه شطرنج

3

به قصر عشرت و ایوان عیش شاهان بین

که زاغ نغمه سراگشته چغذ قافیه سنج

4

گریز یک دو سه روزی ز حبس حس و جهت

که هست چاره کارت برون ازین شش و پنج

5

شکنج طره خوبان مگیر و عشوه مخر

که آن شکنجه و بند است مرد را نه شکنج

6

بسی نماند که آید خزان غرور نگر

که لاله بس نکند از دلال و غنچه ز غنج

7

ز بخت تیره خود رنج می کشی جامی

ز جنبش فلک و گردش زمانه مرنج

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور