غزل شمارهٔ 550
Toggle stanza 1فاح ریح الصبا و صاح الدیک
11
فاح ریح الصبا و صاح الدیک
باده درده که صبح شد نزدیک
22
جام روشن بیار تا برهیم
یک دم از ظلمت شب تاریک
33
فهم را گم شود سر رشته
چون رود زان میان سخن باریک
44
پیش هندوی چشم خونریزت
گشته ترکان زبون تر از تازیک
55
سر عشق از عبارت واعظ
معنیی نازک است و لفظ رکیک
66
جز تو در دل کسی نیابد جای
صاحب ملک را چه جای شریک
77
جامی از حیرت تو ره گم کرد
یا دلیلا لمن تحیر فیک
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

