غزل شمارهٔ 41
Toggle stanza 1جهد مل کن که باز عهد گل است
11
جهد مل کن که باز عهد گل است
عهد گل را قرینه جهد مل است
22
سایه بر هر خسی کی اندازد
سنبل تو که سایه بان گل است
33
جان صدپاره ام کند به تو میل
میل اجزا بلی به سوی کل است
44
هندوی عقل را به طوق بلا
حلقه زلف تونهاده غل است
55
ناله نای سوزناکتر است
گرچه زخمی که هست بر دهل است
66
پیش طوفان عشق حیله عقل
همچو بر رهگذار سیل پل است
77
از صراحی دوباره قلقل می
پیش جامی به جای چارقل است
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

