شمارهٔ 9
شاعر: جامی
Toggle stanza 1هرگه که رسد به فارسی سوق سخن
هرگه که رسد به فارسی سوق سخن
رکنی دو ز شرع را به آن ترجمه کن
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
آن حلوایی که کم رسد زو به دهن
چون دیگ به جوش آمده از وی دل من
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1380
ای عاشق گفتار و تفاصیل سخن
ای گر ز سخنوران قهارهٔ کن
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1417
ای یار بیا و بر دلم بر میزان
وی زهره بیا و از رخم زر میزان
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1431
بیدل من و بیدل تو و بیدل تو و من
سرمست همی شدیم روزی به چمن
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1436
دوش آنچه برفت در میان تو و من
نتوان بنوشتن و نه بتوان گفتن
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1473
من عاشق عشق و عشق هم عاشق من
تن عاشق جان آمد و جان عاشق تن
رومیدیوان شمسرباعیاترباعی شمارهٔ 1514
بشنو سخن فراخ و دل تنگ مکن
کان دوست نباشد که برنجد ز سخن
سعدیخبیثات و مجالس الهزلخبیثاتشمارهٔ 37
بشنو به ارادت سخن پیر کهن
تا کار جهان را تو بدانی سر و بن
سعدیمواعظرباعیاترباعی شمارهٔ 43
با من شب و روز گرم بودی به سخن
تا چون زر شد کار تو ای سیمینتن
سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 318
ای چون گل نوشکفته برطرف چمن
گلبوی شود ز نام تو کام و دهن
سناییدیوان اشعاررباعیاترباعی شمارهٔ 319
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

