غزل شمارهٔ 322
شاعر: جامی
Toggle stanza 1خیزید حریفان که به میخانه درآییم
11
خیزید حریفان که به میخانه درآییم
سلخ رمضان است به می روزه گشاییم
22
درد سرتسبیح و تراویح شد آخر
گلبانگ زنان رخ به در میکده ساییم
33
هر زنگ که از صوم ریا آینه دل
بسته ست به جام می صافی بزداییم
44
ترسم که گر امشب ز قدح دست بداریم
فردا ز ندامت سرانگشت بخاییم
55
ما درد کشانیم که جمعیت خاطر
دریوزه کنان از نظر اهل صفاییم
66
داریم به کف آینه جام که در وی
محبوب ازل را به محبان بنماییم
77
آن قوم که بی سبق عمل اهل قبولند
جامی به طرب کوش و قدح نوش که ماییم
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

