Toggle stanza 1
تا کی از گریه پا به گل باشم
1

تا کی از گریه پا به گل باشم

خرقه رنگین ز خون دل باشم

2

تا تورا لعبت چگل گفتند

روبه بتخانه چگل باشم

3

تا به خونم خطت سجل بسته ست

کشته حکم آن سجل باشم

4

اعتدال قد تو تا دیدم

بنده سرو معتدل باشم

5

رنجه گشتی به قتل من ای وای

گر نه از لطف تو بحل باشم

6

تا به کویت رسیده ام خواهم

باشم آنجا و متصل باشم

7

جامیم نکته گوی شهر ولی

از لبت در سخن خجل باشم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور