غزل شمارهٔ 199

شاعر: جامی

وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلاتن (مجتث مثمن مخبون)

قافیہ: اند

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 1

صنف: غزل

Toggle stanza 1
ز سدره طوبی اگر آمدن سوی تو تواند
1

ز سدره طوبی اگر آمدن سوی تو تواند

به پایبوسی سرو تو خویش را برساند

2

چنان ز چشم تو بیمار شد که از نم شبنم

شکوفه بر لب نرگس به پنبه آب چکاند

3

نهال سرو روان گر رسد به چشمه چشمم

به یاد قد تواش برکنار خویش نشاند

4

ز مهر و مه سپر تو به تو چه سود فلک را

چو تیر آن دل من ز هر دو می گذراند

5

غمی که دادیم آن را نصیب غیر مگردان

که از کریم نشاید که داده باز ستاند

6

به صاف و درد چه لایق بخیلی اهل کرم را

خوش آن که هم بخورد هرچه یافت هم بخوراند

7

میان آتش و آب از غم تو دلشده جامی

ز سینه شعله فروزد ز دیده اشک فشاند

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور