غزل شمارهٔ 198
Toggle stanza 1دمبدم دیده که خون می ریزد
11
دمبدم دیده که خون می ریزد
دل خون گشته برون می ریزد
22
دل یکی قطره خون دیده ازو
سیل خون این همه چون می ریزد
33
در تنم می فکند زلزله هجر
از دلم صبر و سکون می ریزد
44
دانه خال تو در آب و گلم
تخم سودا و جنون می ریزد
55
خونم از دیده گه پابوست
چون می از جام نگون می ریزد
66
لبت از فتنه غبارم برجان
از خط غالیه گون می ریزد
77
بی لب لعل تو جامی می ناب
می خورد وز مژه خون می ریزد
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

