Toggle stanza 1
دمبدم دیده که خون می ریزد
1

دمبدم دیده که خون می ریزد

دل خون گشته برون می ریزد

2

دل یکی قطره خون دیده ازو

سیل خون این همه چون می ریزد

3

در تنم می فکند زلزله هجر

از دلم صبر و سکون می ریزد

4

دانه خال تو در آب و گلم

تخم سودا و جنون می ریزد

5

خونم از دیده گه پابوست

چون می از جام نگون می ریزد

6

لبت از فتنه غبارم برجان

از خط غالیه گون می ریزد

7

بی لب لعل تو جامی می ناب

می خورد وز مژه خون می ریزد

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور