غزل شمارهٔ 190
Toggle stanza 1به جانب سفر آن ترک تندخو رفته ست
11
به جانب سفر آن ترک تندخو رفته ست
خبر دهید مرا کز کدام سو رفته ست
22
به گردش ار چه رسیدن نمی توان باری
کشم به دیده غبار رهی که او رفته ست
33
هزار دل کند از شهر صبر آواره
به هر دیار که با آن رخ نکو رفته ست
44
چه آب بر جگرم باشد اینچنین که مرا
هم آب دیده ز هجرش هم آبرو رفته ست
55
به گشت باغ مخوان باغبان مرا زین بیش
که بی جمال وی از باغ رنگ و بو رفته ست
66
نداده کس خبر از عمر رفته خویشم
اگر چه عمر عزیزم به جست و جو رفته ست
77
به روز حشر مگر سر برآورد جامی
چنین که از غم هجران به خود فرو رفته ست
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

