Toggle stanza 1
به جانب سفر آن ترک تندخو رفته ست
1

به جانب سفر آن ترک تندخو رفته ست

خبر دهید مرا کز کدام سو رفته ست

2

به گردش ار چه رسیدن نمی توان باری

کشم به دیده غبار رهی که او رفته ست

3

هزار دل کند از شهر صبر آواره

به هر دیار که با آن رخ نکو رفته ست

4

چه آب بر جگرم باشد اینچنین که مرا

هم آب دیده ز هجرش هم آبرو رفته ست

5

به گشت باغ مخوان باغبان مرا زین بیش

که بی جمال وی از باغ رنگ و بو رفته ست

6

نداده کس خبر از عمر رفته خویشم

اگر چه عمر عزیزم به جست و جو رفته ست

7

به روز حشر مگر سر برآورد جامی

چنین که از غم هجران به خود فرو رفته ست

Sources

Persian text source: Ganjoor

غزل شمارهٔ 190 — Divan-e Ashʿar · ZindeRood