Toggle stanza 1
آرزوی دل خونین جگرانت خوانم
1

آرزوی دل خونین جگرانت خوانم

مردم دیده صاحبنظرانت خوانم

2

چون قبا چست کنی طرف کله برشکنی

پادشاه همه شیرین پسرانت خوانم

3

نیست حد چو منی بردن نام چو تویی

بهر روپوش به نام دگرانت خوانم

4

تا نمودی به ته پیرهن اندام چو سیم

نازنین تر ز همه سیمبرانت خوانم

5

تا نبینی رخش ای شیخ عیان گرچه شوی

پای تا سر خبر از بی خبرانت خوانم

6

همچو عمر از من دلداده روان می گذری

جای آن هست که عمر گذرانت خوانم

7

جامی از هر چه نه دیدار بتان دیده بپوش

تا درین انجمن از دیده ورانت خوانم

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور