Toggle stanza 1
تا تو را شکلی بدینسان ساختند
1

تا تو را شکلی بدینسان ساختند

بهر مردم آفت جان ساختند

2

قدسیان تصویر قدت خواستند

شاخ طوبی را خرامان ساختند

3

ز ابر رحمت قطره های لطف ریخت

گرد کردند آن زنخدان ساختند

4

تیر مژگانت ز جان چون نگذرد

کش ز نوک غمزه پیکان ساختند

5

بهر غلطیدن به خاک پای توست

در اشکم را که غلطان ساختند

6

هر کجا جولان کنان راندی سمند

عاشقان را دیده میدان ساختند

7

خواست جامی کز بتان بندد نظر

آن دو رخ بازش پشیمان ساختند

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور

گفتگو

قارئین کے تبصرے

اپنی رائے دیں، سوال پوچھیں یا گفتگو کو آگے بڑھائیں۔ تبصروں کا جائزہ لیا جا سکتا ہے۔

0 / 2000 حروف
لوڈ ہو رہا ہے…