غزل شمارهٔ 175
Toggle stanza 1عارف که سخن به راه گوید
11
عارف که سخن به راه گوید
الله ولا سواه گوید
22
اثبات وجود خلق با حق
در طور یقین گناه گوید
33
هرکس که شود مرید عشقت
اول کم مال و جاه گوید
44
با خرقه و طیلسان بسازد
ترک کمر و کلاه گوید
55
بر یاد تو زار زار گرید
وز شوق تو آه آه گوید
66
کاری که نه غایتش تو باشی
آن را عمل تباه گوید
77
خواهد خط تو چو شب نویسد
بیند رخ تو چو ماه گوید
88
چون ماه رخ تو دید جامی
کی وصف شب سیاه گوید
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

