غزل شمارهٔ 101
Toggle stanza 1یار بر دیده راه کرد و گذشت
11
یار بر دیده راه کرد و گذشت
دیده را جلوه گاه کرد و گذشت
22
بودم افتاده خوار بر راهش
به حقارت نگاه کرد و گذشت
33
برقع زلف پیش روی کشید
روزگارم سیاه کرد و گذشت
44
آهم ازوی هوای کیوان داشت
رخنه در مهر و ماه کرد و گذشت
55
خواستم داد خویش ازو گریان
خنده بر دادخواه کرد و گذشت
66
دید صوفی صفای میخانه
پشت بر خانقاه کرد و گذشت
77
رفت جامی به قصد دیدارش
بام و در دید و آه کرد و گذشت
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

