غزل شمارهٔ 469
شاعر: جامی
Toggle stanza 1از هیچ نشان داده دهانی که تو داری
11
از هیچ نشان داده دهانی که تو داری
بر موی کمر بسته میانی که تو داری
22
صد جامه جان چاک شود چون بخرامد
با لطف قبا سرو روانی که تو داری
33
شد از کشش ابروی تو قامت ما خم
کس را نرسد زور کمانی که تو داری
44
خط سبزی و رخ خوان جمال است و جهانی
مهمان شده سبزی و خوانی که تو داری
55
آنان که اسیران تو را طعنه زنانند
غافل شدگانند ز آنی که تو داری
66
هرکس ز جمالت شده قانع به نشانی
بیرون ز نشانهاست نشانی که تو داری
77
جامی به غزل کوش که در حد کمال است
برطرز حسن این سخنانی که تو داری
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

