غزل شمارهٔ 6
شاعر: جامی
Toggle stanza 1هلال الکاس لم تکمل بشمس الراح کملها
هلال الکاس لم تکمل بشمس الراح کملها
که گردد چون شود پر این مه نو بدر محفلها
دلم آن موج زن دریاست ز اوصاف جمال تو
که افتد صد صدف گوهر ز هر موجش به ساحلها
به عزت باش با دلهای عالی همت ای خواجه
که گر افتی ز بام آسمان بهتر کزین دلها
چو هر منزل که لیلی کرده جا کعبهست مجنون را
به قصد کعبه مجنون را چه حاجت قطع منزلها
چو محمل را درون خالی بود از محملآرایی
به زیورها چه سود آراستن بیرون محملها
کجا گردد به فکر عقل مشکلهای عاشق حل
که صد مشکل دگر پیش آیدش از حل مشکلها
چو افتد مشکلی جامی به ساقی گوی چون حافظ
الا یا ایها الساقی ادر کاسا و ناولها
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
جنون آنجا که میگردد دلیل وحشت دلها
به فریاد سپند از خود برون جستهست محفلها
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 293
ز برق این تحیر آب شد آیینهٔ دلها
که ره تا محمل لیلیست بیرونگرد محملها
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 294
اَلا یا اَیُّهَا السّاقی اَدِرْ کَأسَاً و ناوِلْها
که عشق آسان نمود اوّل ولی افتاد مشکلها
حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 1
مدار از منزلآرایان طمع معماری دلها
که وسعت رفت از دست و دل مردم به منزلها
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 465
به یک پیمانهٔ می، کرد ساقی حل مشکلها
به یک ناخن، گره وا کرد ماه عید از دلها
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 466
دلم در کعبهای رو کرد و همت جوید از دلها
که خواهد ماندش از پی کعبهها در طی منزلها
عرفیغزلیاتغزل شمارهٔ 31
کؤوس الراح دارت خذ ید الساقی و قبلها
که باشد در کف او قوت جانها قوت دلها
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 11
شراب لعل باشد قوت جانها قوت دلها
الا یا ایها الساقی ادر کأسا و ناولها
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 12
رفیقان خاک نجد است این نگه دارید محملها
که آرد عشق یاران گریه بر آثار منزلها
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 13
تجلی الراح من کاس تصفی الروح فاقبلها
که می بخشد صفای می فروغ خلوت دلها
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 17
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

