غزل شمارهٔ 17
شاعر: جامی
Toggle stanza 1تجلی الراح من کاس تصفی الروح فاقبلها
تجلی الراح من کاس تصفی الروح فاقبلها
که می بخشد صفای می فروغ خلوت دلها
انلنی جرعة منها ارحنی ساعة عنی
که ماند از ظلمت هستی درون پرده مشکلها
به جان شو ساکن کعبه بیابان چند پیمایی
چو نبود قرب روحانی چه سود از قطع منزلها
برآر ای بحر بیپایان ز جود بیکران موجی
که خلقی تشنهلب مردند بر اطراف ساحلها
مرا نظاره محمل ز سلمی باز میدارد
چه باشد برق استغنا زند آتش به محملها
تو سلطان فلک قدری چه باشی با گداطبعان
تو خورشید جهانتابی چه گردی شمع محفلها
صفای جام می جامی برد زنگ غم از خاطر
اذا ما تلق من هم فحاولها و ناولها
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
جنون آنجا که میگردد دلیل وحشت دلها
به فریاد سپند از خود برون جستهست محفلها
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 293
ز برق این تحیر آب شد آیینهٔ دلها
که ره تا محمل لیلیست بیرونگرد محملها
بیدل دهلویغزلیاتغزل شمارهٔ 294
اَلا یا اَیُّهَا السّاقی اَدِرْ کَأسَاً و ناوِلْها
که عشق آسان نمود اوّل ولی افتاد مشکلها
حافظغزلیاتغزل شمارهٔ 1
مدار از منزلآرایان طمع معماری دلها
که وسعت رفت از دست و دل مردم به منزلها
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 465
به یک پیمانهٔ می، کرد ساقی حل مشکلها
به یک ناخن، گره وا کرد ماه عید از دلها
صائبدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 466
دلم در کعبهای رو کرد و همت جوید از دلها
که خواهد ماندش از پی کعبهها در طی منزلها
عرفیغزلیاتغزل شمارهٔ 31
کؤوس الراح دارت خذ ید الساقی و قبلها
که باشد در کف او قوت جانها قوت دلها
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 11
شراب لعل باشد قوت جانها قوت دلها
الا یا ایها الساقی ادر کأسا و ناولها
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 12
رفیقان خاک نجد است این نگه دارید محملها
که آرد عشق یاران گریه بر آثار منزلها
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 13
نسیم الصبح زر منی ربی نجد و قبلها
که بوی دوست میآید ازآن فرسوده منزلها
جامیدیوان اشعارغزلیاتغزل شمارهٔ 18
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

