Toggle stanza 1
ای در دهن تنگت جلاب شکر پنهان
1

ای در دهن تنگت جلاب شکر پنهان

در سنبل شبرنگت برگ گل تر پنهان

2

سی و دو بود آن لب هرگه به شمار آری

یعنی که بود در وی سی و دو گهر پنهان

3

با هرکه دوچار افتی کام دو جهان یابد

شبها که به گشت آیی از خانه بدر پنهان

4

گفتی که بگو پیدا سری ز میان من

نیمیست ز موی آن هم در زیر کمر پنهان

5

از هجر توام بردل صد داغ بود پیدا

واندر ته هر داغی صد داغ دگر پنهان

6

هر فرش که اندازم در کلبه غم بی تو

گردد ز نم دیده در خون جگر پنهان

7

ننهاد تو را در دل یک ذره مهر ایزد

هر چند که صنعش در سنگ شرر پنهان

8

از بس که بود رشکم بر گوش و زبان بی تو

نامت نبرم هرگز با خویش مگر پنهان

9

از چشم تو دزدیده خواهد نظری جامی

کوری رقیبان را سویش بنگر پنهان

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور