Toggle stanza 1
لبت قوت جان از شکرخنده ساخت
1

لبت قوت جان از شکرخنده ساخت

به یک خنده صد کشته را زنده ساخت

2

دل پاره پاره مرا جمع بود

در آن زلف بادش پراکنده ساخت

3

چه روی خلاصی بود بنده را

که عشق تو صد شاه را بنده ساخت

4

ز یک تار مویت که تا پا رسید

پی ما توان عمر پاینده ساخت

5

برازنده نبود قبای بقا

جز آن زنده دل را که با ژنده ساخت

6

نبودم به یک بوسه شرمنده ات

به خوابم لبت دوش شرمنده ساخت

7

لبت دید جامی که بخشید جان

بلی مست را باده بخشنده ساخت

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور