Toggle stanza 1
صاحبدلی که نرد وفا عاشقانه باخت
1

صاحبدلی که نرد وفا عاشقانه باخت

نقد دو کون در ره یار یگانه باخت

2

کوی فنا و فقر عجب کارخانه ای ست

خوش آن که هر چه داشت درین کارخانه باخت

3

بربود شیخ صومعه را لذت سماع

تسبیح و خرقه در ره چنگ و چغانه باخت

4

دل ز آرزوی خال تو در دام غصه مرد

بیچاره مرغ جان به تمنای دانه باخت

5

شد زان عذار ساده منقش رخم به خون

این نقش بین که با من بیدل زمانه باخت

6

با خاک آستان تو عشاق را سری ست

مسکین کسی که سر نه بر این آستانه باخت

7

چون بر بساط وصل تو جامی نیافت دست

شطرنج عشق با رخ تو غایبانه باخت

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور