Toggle stanza 1
بیا که چرخ مشعبد هزار شعبده ساخت
1

بیا که چرخ مشعبد هزار شعبده ساخت

که یار کار جگر خستگان غمزده ساخت

2

اگر چه قاعده چرخ کارسازی نیست

به رغم اختر من بر خلاف قاعده ساخت

3

من و امید شهادت به تیغ آن شاهد

که قوت جان شهید خود از مشاهده ساخت

4

به صبر کوش دلا روز هجر فایده چیست

طبیب شربت تلخ از برای فایده ساخت

5

به دور آن لب میگون نشاند زاهد شهر

حریم صومعه را تاک و وقف میکده ساخت

6

به جنگجویی چشمت خوشم که می باید

حریف مردم بدمست را به عربده ساخت

7

چو نقش خط و رخت بست در غزل جامی

بیاض صفحه خورشید را مسوده ساخت

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور