غزل شمارهٔ 102

شاعر: جامی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: شت

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 2

صنف: غزل

Toggle stanza 1
پیش ازان روزی که گردون خاک آدم می سرشت
1

پیش ازان روزی که گردون خاک آدم می سرشت

عشق در آب و گلم تخم تمنای تو کشت

2

پای تا سر جمله لطفی گویی استاد ازل

طینت پاکت نه ز آب و گل ز جان و دل سرشت

3

روی بنما تا به طاق ابرویت آرند روی

طاعت اندیشان ز مسجد بت پرستان از کنشت

4

هیچ باور نامدت هر چند چشم خون فشان

بر در و دیوار آن کو شرح شوق ما نوشت

5

گر نگشتم کشته تو کاش باری بعد مرگ

بهر قبر کشتگانت خاک من سازند خشت

6

خیز و خونم ریز و فرش لعل گستر زیر پای

چون بساط عمرم آخر چرخ در خواهد نوشت

7

در بهشت نسیه خلقی بسته دل لیکن به نقد

هر کجا دیدار توست آنست جامی را بهشت

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور