غزل شمارهٔ 311

Toggle stanza 1
امر علی بالیات الخیام
1

امر علی بالیات الخیام

وابکی علیها بکاء الغمام

2

کهن خیمه هایی کزین پیش داشت

در آن سلمی وآل سلمی مقام

3

دریغا که از دور گردون فتاد

چنان سلک جمعیتی ز انتظام

4

نه پیداست زان خیمه ها جز نشان

نه باقیست از خیمگی غیر نام

5

ستونهای آن خیمه ها زیر خاک

ز هم ریخته چون رمیم عظام

6

ز آمد شد باد اطنابشان

گسسته ز هم چون عهود لئام

7

در آرامگاه غزالان شوخ

چرا کرده گوران ناگشته رام

8

قدمگاه کبک خرامان شده ست

گذرگاه زاغان ناخوشخرام

9

چو نی صبح نی شام یابد خبر

ازان رفتگان لاجرم صبح و شام

10

کند جامی از جان و دل سویشان

هزاران تحیت روان والسلام

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور