Toggle stanza 1
شد خاک قدم طوبی آن سرو سهی قد را
1

شد خاک قدم طوبی آن سرو سهی قد را

مااعظمه شانا ما ارفعه قدرا

2

ای پیکر روحانی از زلف بنه دامی

در قید تعلق کش ارواح مجرد را

3

من نقش خطت بستم روزی که قلم با خود

می زد رقم هستی این لوح زبرجد را

4

مپسند ز قتل من آزار بر آن ساعد

یک تیغ زن از غمزه خون ریز چو من صد را

5

من زنده و تو خیزی خون دگران ریزی

هر لحظه ازین غصه خواهم بکشم خود را

6

دردت ز ازل آید تا روز ابد پاید

چون شکر گذارد کس این دولت سرمد را

7

در وصف خطت نو کرد آیین سخن جامی

ذوقی دگر است آری اشعار مجدد را

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور