Toggle stanza 1
آمدم در دل اساس عشق محکم هم چنان
1

آمدم در دل اساس عشق محکم هم چنان

با غمت جان بلا فرسوده همدم هم چنان

2

از سپاه هجر شد معموره عمرم خراب

ملک دل سلطان عشقت را مسلم هم چنان

3

دیگران در بزم وصلت شادکام و سرفراز

زیر بار محنت و غم پشت ما خم هم چنان

4

سبز و خرم گلشن عیش همه یاران ز تو

کشت ما از ابر احسان تو بی نم هم چنان

5

زخم تیغ غمزه را صد ره به پیکان دوختی

وان جراحت سر نمی آرد فراهم هم چنان

6

سوخت جان بیدلان از داغ حرمان و رقیب

در حریم خلوت خاص تو محرم هم چنان

7

عشقبازان یک به یک رسم صلاح آورده پیش

جامی بی صبر و دل رسوای عالم هم چنان

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور