غزل شمارهٔ 569

شاعر: جامی

وزن: فاعلاتن فاعلاتن فاعلاتن فاعلن (رمل مثمن محذوف)

قافیہ: ال

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 5

صنف: غزل

Toggle stanza 1
می رسی خندان و می گویی به پایم چشم مال
1

می رسی خندان و می گویی به پایم چشم مال

چشم می مالم مباد این خواب باشد یا خیال

2

از هلال هجر تو شد چشم خونبارم چو جوی

بر لب این جو دمی بنشین پی دفع ملال

3

پیش رویت خط لب گویی ز تاب آفتاب

سبزپوشان پا فرو کردند در آب زلال

4

کرده ام در ره نشان پای تو محو از سجود

سر نمی یارم بر آوردن دگر زین انفعال

5

چون شوم از حرف سودای تو خالی کان دو زلف

نقش بسته در سواد دیده من چون دو دال

6

شمع مجلس خواست دوش آتش زدن پروانه را

ساخت آتش گیره آن شعله مسکین پر و بال

7

جامی از شیرین لبان دارد سوال بوسه ای

لعل نوشین تو می داند جواب این سوال

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور