غزل شمارهٔ 570
شاعر: جامی
Toggle stanza 1ساقیا زین هنر و فضل ملولیم ملول
11
ساقیا زین هنر و فضل ملولیم ملول
ساغری ده که بشوییم ز دل نقش فضول
22
مشکل عشق چو حل می نشود چند نهیم
گوش ادراک بر افسانه اوهام و عقول
33
سحر از کوی خرابات برآمد مستی
لایح از ناصیه اش پرتو انوار قبول
44
گفتمش عاشق درمانده چه تدبیر کند
که کشد رخت ارادت به مقامات وصول
55
گفت این مسئله ز پیر مغان پرس که اوست
واقف جمله مراتب چه فروع و چه اصول
66
در ره حشمت او خاک شو و همت خواه
تا شود غایت مامول تو مقرون به حصول
77
شیخ شهرت طلب و مسند شیخ اسلامی
جامی و زاویه نیستی و کنج خمول
زمین
ہم وزن و قافیہ نظمیں
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

