غزل شمارهٔ 170
Toggle stanza 1ای به نظاره کرده رو موکب ماه من نگر
11
ای به نظاره کرده رو موکب ماه من نگر
خیل بتان سپاه او حشمت شاه من نگر
22
پی سپرم به راه او باور اگر نمی کنی
جسته ز نعل توسَنش شعله آه من نگر
33
هست کلاه بندگیش افسر سربلندیم
چون مه نوسپهرسا ترک کلاه من نگر
44
باغ تر است و تازه او خشک گیاه او منم
رفته به صرصر غمش خشک گیاه من نگر
55
دانه اشک شد روان بر رخ زردم از مژه
حاصل تخم مهر او دانه و کاه من نگر
66
باد گشاد برقعش زلف گرفت جای او
مانع دولت آمده بخت سیاه من نگر
77
پای بر آستانه زد کفش به سر چو جامیم
بر سر تخت سلطنت افسر جاه من نگر
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

