Toggle stanza 1
ای به نظاره کرده رو موکب ماه من نگر
1

ای به نظاره کرده رو موکب ماه من نگر

خیل بتان سپاه او حشمت شاه من نگر

2

پی سپرم به راه او باور اگر نمی کنی

جسته ز نعل توسَنش شعله آه من نگر

3

هست کلاه بندگیش افسر سربلندیم

چون مه نوسپهرسا ترک کلاه من نگر

4

باغ تر است و تازه او خشک گیاه او منم

رفته به صرصر غمش خشک گیاه من نگر

5

دانه اشک شد روان بر رخ زردم از مژه

حاصل تخم مهر او دانه و کاه من نگر

6

باد گشاد برقعش زلف گرفت جای او

مانع دولت آمده بخت سیاه من نگر

7

پای بر آستانه زد کفش به سر چو جامیم

بر سر تخت سلطنت افسر جاه من نگر

Sources

Persian text source: Ganjoor