Toggle stanza 1
مردم شکارا کین مجو با دوستداران بیش ازین
1

مردم شکارا کین مجو با دوستداران بیش ازین

کافر سوارا سرمکش زین خاکساران بیش ازین

2

آهنگ ناز و کین مکن تاراج عقل و دین مکن

بهر خدا آیین مکن آزار یاران بیش ازین

3

بر ریش دل مرهم بود داغت منه بهر خدا

داغ غم بی مرهمی بر دلفگاران بیش ازین

4

گفتی غم و درد تو را هر دم فزایم اندکی

دارند امید از خوی تو امیدواران بیش ازین

5

بردی نخست از دل قرار آنگه نهفتی رخ ز ما

مپسند آیین جفا با بی قراران بیش ازین

6

باز ای سوار کج کله بر ما چه می رانی سپه

بگذر که نبود مور را تاب سواران بیش ازین

7

نعل سمندش جامیا حیف است کآلاید به گل

بر رهگذار او مریز از دیده باران بیش ازین

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور