غزل شمارهٔ 541
Toggle stanza 1سر دهانت ناگشته مدرک
11
سر دهانت ناگشته مدرک
اهل یقین را افکنده در شک
22
از روی و زلفت دارم همیشه
صبحی همایون شامی مبارک
33
صد تیغ رانی حاشا که گردد
حرف وفایت از لوح دل حک
44
بر آب چشمم می خندی آری
المزن یبکی والورد یضحک
55
طفلی و نادان لیکن نرسته
از دام عشقت پیران زیرک
66
دی با سگانت گفتم کزین در
بار اقامت می بندم اینک
77
دل شد مجاور آنجا که جامی
هذا فراق بینی و بینک
ماخذ
فارسی متن کا ماخذ: گنجور

