Toggle stanza 1
دلم شد جزو جزو از تیغ بی داد تو و هر یک
1

دلم شد جزو جزو از تیغ بی داد تو و هر یک

بود پیوسته اندوه و غمت را جزو لاینفک

2

ز تو سررشته کارم کشد روزی به حیرانی

درین دعوی ندارم جز سر زلف تو مستمسک

3

ز باریکی میانت در کمر سری ست لایفهم

ز پنهانی دهانت زیر لب رمزی ست لایدرک

4

چه غم گر اندک اندک شد غمت بسیار اندر دل

همه فیض نوال توست اگر بسیار اگر اندک

5

مکش یکبارگی بر ما خط نادانی ای خواجه

که در کار جهان گولیم و در عشق بتان زیرک

6

اگر بر تارکم سنگی رسد از پاسبان تو

به صد تعظیم و حرمت دارمش چون تاج بر تارک

7

قدش طوبی بود جامی اگر بر یاد او فردا

کنی در پای طوبی جا فطوبی ثم طوبی لک

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور