غزل شمارهٔ 264

شاعر: جامی

وزن: فعلاتن فعلاتن فعلاتن فعلن (رمل مثمن مخبون محذوف)

قافیہ: ند

ہم وزن و قافیہ نظمیں: 3

صنف: غزل

Toggle stanza 1
دل ز خوبان نکشد جز سوی آن سرو بلند
1

دل ز خوبان نکشد جز سوی آن سرو بلند

وه که خون شد جگرم زین دل دشوار پسوند

2

رنج بی فایده چندین مکش ای خواجه حکیم

کی بود مرهم داغ تو مرا فایده مند

3

هر درختی که دلم در چمن عیش نشاند

تندباد غمت آمد همه از بیخ بکند

4

خنده غنچه بود وقت گل از گریه ابر

گریه من نگر ای غنچه سیراب و بخند

5

خط شبرنگ تو دودی ست کز آتش برخاست

چون پی چشم بدان خال سیه سوخت سپند

6

من نیم آن که کشم از خط سودای تو سر

گرچه سازند جدا چون قلمم بند ز بند

7

کی رسد دست به مشکین رسنت جامی را

همتش گرچه بر اوج فلک انداخت کمند

زمین

ہم وزن و قافیہ نظمیں

ماخذ

فارسی متن کا ماخذ: گنجور